شماره خبر : 54128
منتشر شده در مورخ : یکشنبه 3 اسفند 1404
ساعت : 10:6
ننگین ترین سلسله سلطنتی تاریخ ایران!

ننگین ترین سلسله سلطنتی تاریخ ایران!

                                                         
 
با آشکار شدن بی خاصیتی گزینه های روی میز امریکا در مقابله با جمهوری اسلامی ایران، اینک این دولت استکباری که ایران را عامل اصلی افول قدرت خود در جهان تشخیص داده، با زیرپا گذاشتن بدیهی ترین اصول عقلی، به دستاویزهائی برای از میان برداشتن نظام اسلامی روی آورده که جز بی آبروئیِ بیشتر برای او حاصلی ندارد. آخرین گزینه از این دست که لابد امریکا با مشورت ضدانقلاب به آن تن داده مطرح کردن بازماندهِ مفلوک و ابله خاندان خیانتکار پهلوی است که سالها با اموال بسرقت برده از ملّت ایران به عیاشی مشغول بوده و اینک با وجود حماقتی که دارد از روی ناچاری توسط امریکا به عنوان آخرین گزینه روی میز بکار گرفته شده و بگمان اینکه با سرهم کردن دروغهای شاخدار از رفاه مردم در عهد سلطنت این خاندان مزدور، خواهند توانست فریب خوردگانی را به خیابانها و مقابله با ملّت ایران ایران بکشاند و بخیال خام خود با این گزینه ضربه نهائی را به جمهوری اسلامی ایران وارد سازد!! غافل از اینکه ملّت آزاده ایران که با انقلاب اسلامی ریشهِ استبداد را از سرزمین مقدّس خود برکنده، به دلیل عملکرد ۲۵۰۰ ساله نظام سلطنتی در ایران از این نظام حکومتی به شدّت متنفّر است و تنفرّ این ملّت از خاندان پهلوی مضاعف است چرا که این خاندان برخلاف دیگر سلسله های سلطنتی در ایران که با معمولاً زور بازو و احیاناً کیاست و زیرکی توانسته اند به قدرت برسند، صرفاً براساس تعهّد نوکری به بیگانه و براساس نقشه وکمک بیگانگان استعمارگر بر کشور مسلّط شده اند و تمامی اقدامات ضدّدینی و ضدّملی اشان، به فرمان و در جهت منافع اربابان بیگانه بوده است.  ‌
به منظور آگاهی نسل جوان و هشدار به مزدوران و غربزدگانی که در قالب روشنفکر و استاد دانشگاه و مانند آن می کوشند تا سرسپردگی و وطن فروشی خاندان پهلوی را نفی یا توجیه کنند و نیز با توجّه به سالگرد کودتای انگلیسی سوم اسفند ۱۲۹۹ که موجب استقرار ۵۰ سالهِ ننگین ترین سلسلهِ پادشاهی در تاریخ ایران و گسترش سلطهِ همه جانبهِ انگلیس و سپس امریکا بر ایران شد، اجمالاً چگونگی شکل گیری این کودتا را مرور می کنیم.
در حقیقت زمینه ساز انجام کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ ارادهِ دولت استعماری انگلیس بود که پس از جنگ جهانی اوّل و شکست حکومت عثمانی، مصمّم شده بود که نقشه دیرینه خود برای گسترش نفوذ در ایران را که با مخالفت علماء دین میسّر نشده بود، عملی سازد، زیرا گمان می کرد که با مصادرهِ انقلاب مشروطیت توسط فراماسونهای ایرانی طرفدار انگلیس و کنار رفتن روسیه از رقابت در ایران بدلیل بروز انقلاب کمونیستی در آن کشور و کشف منابع نفتی در ایران، بهترین فرصت برای واگذاری اداره امور ایران به فردی بی شخصیت که مزدوری بیگانه را بپذیرد فراهم شده است. با کشف و معرفی رضاخان میر پنج توسط اردشیر جی سرجاسوس انگلیس در ایران، این گزینه برای اجرای منویات استعمارگرانه و ضدّاسلامی انگلیس مناسب تشخیص داده شد.‌ رضاخان نیز که سرسپردگی خود را در سرکوب جنبش‌های آزادی‌خواهانه ملّت ایران همچون قیام میرزا کوچک خان جنگلی در گیلان و شیخ محمد خیابانی در آذربایجان و تامین منافع انگلستان به‌خوبی نشان داده بود و پس از کودتا برای مهار ملّت ایران و خدمت به انگلیس چنان خوش‌خدمتی نشان داد که از نظر این کشور استعماری شایستگی جانشینی شاه قاجار را پیدا کرد و با حذف مخالفان، در راس حکومت ایران قرار گرفت. امّا وقتی  تاریخ مصرف این مزدور بی شخصیت تمام شد همین انگلیس اورا از کشور اخراج و با تعهد سرسپردگی پسرش را جانشین او کرد. 
موسوی زاده          

 

برچسب ها : تاریخ ایران امریکا جمهوری اسلامی ایران